ایلیا خان
کوچولوی مامان همه اش با مامان حرف میزنی اما مامانی زیاد متوجه نمیشه چی میگی. آخه مثل بقیه کلمه نمیگی و یه راست رفتی سراغ جمله گفتن.فکر میکنم واسه این باشه که من از بچگی زیاد باهات حرف میزدم و همه چی رو واست تعریف میکردم و زیاد اصرار نمی کردم که یه کلمه خاص رو تکرار کنی تو هم همون مدلی حرف میزنی اما من نمی فهمم چی میگی.
البته الان دیگه کلمات زیادی رو تکرار میکنی و دامنه لغاتت بالا رفته
کلمه ای که همه خیلی خوششون میاد ای بابا هست خیلی واضح و خوشکل میگی.
خیلی خیلی بچه ی مرتبی هستی و اگه یه چیزی روی زمین افتاده باشه سریع برمیداری و اگه ظرف باشه میذاری روی کابینت آشپزخانه و چیزای دیگه رو هم میذاری روی میز یا میدی به خودم
وزنت هم خیلی وقته روی 13کیلو مونده و روی 13 یه کم بالا و پایین میشه.
دیگه واست بگم که ماه رمضوت تموم شد و امروز عید فطره. واسه تبریک عید به آقا جون(بابای خودم) که کویته زنگ زدیم و تو هم باهاش حرف زدی و اونم ذوق میکرد.می گفتی آبالو . ای بابا . علو
بابایی هم رفته مسافرت و تو هم یه کم ایراد گیر شدی مثل الان که نمیذاری بنویسم


ایلیا خان 